یاد : یادهائی از دوره های ...

امشب خوابم نمیبرد ...


امشب خوابم نمیبرد ...


« خوش آن کسی که کرٌ خر آمد ، الاغ رفت » ! . جنگ و جدل های ده ها ساله ایران با آمریکا و نوکران غربی و منطقه ای آمریکا سالهاست که زندگی را بر ما مردمان بیگناه تلخ کرده است ... و حال یکهفته ی به قول کشتی گیرها « نفس گیر » « مذاکرات خروخ از بن بست آهنین » !

خوش آن کسی که مذاکرات روی اعصابش راه نمی رود  و متوجه نمی شود که در یک شیب است و ادامه مذاکرات یعنی بازهم در شیب بودن و پائین و پائین تر رفتن الی یک سیر قهقرائی ؟! . 

تا کجا می توان تقریبا" بی جهت این شیب و فشار مداوم را تحمل کرد ؟ و اصولا" چرا ؟! . توهٌمات را کنار بگذاریم ...

اگر احساس را اصل بگیریم حق با آقایان رجز خوانِ موشکدار و موشک انداز ویژه است ... احساساتِ پاک است ، امٌا منطقی نیست و منصفانه هم نیست . چشم روی واقعیت ها می بندد ...

اگر انصاف را اصل بگیریم ؛ هرگز ِ هرگز ِ هرگز یک طرف قوی تر در مقابل یک طرف ضعیف تر کوتاه نمی آید ؛ توهٌم نداشته باشیم ...

اگر منطق را در نظر بگیریم اندکی عقب نشینی ( به قول مورخین قدیمی « مظفرانه » ! ) می توانست نه به معنی « شکست مقدمه پیروزی » ،  بلکه یک استراتژی و قدمی به عقب برای خیزی بلند به جلو باشد : استراتژی سرمایه گذاری برعلیه رقبا در منطقه که منافعی بسیار بیشتر از مضراتش داشت . نداشت ؟ .

امشب خوابم نمی برد ؛ یک « دلواپس » حالا دلش را با من عوض کرده است ! و حالا من دلواپس


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.