یاد : یادهائی از دوره های ...

سلامت را ...


سلامت را ...


بلاگهای تخصصی پس از چندسال از شروع کار وضع بسیار بهتری می یابند . در کشورهای پیشرفته تر تا آنجا که من دیده ام یا بلاگ ها از همان ابتدا حالتی تخصصی داشته اند ؛ یا شانس داشته بر حسب جامعه پیشرفته خود به تدریج چنین حالت و مزیتی یافته اند . البته یک مقدار هم به تخصص بنیانگذاران بلاگ مربوط می شود که خودشان وبلاگ هائی به راه می اندازند و بحث را گرم می کنند . در ایران هم یکی از بلاگ ها ابتدا به هنر و ادبیات توجه کرد و مقدار زیادی از موفقیتش مدیون تخصص ادبیاتی بود تا اینکه سایت های شعری به وجود آمدند و به تدریج فعالهایش را ازش گرفتند ؛ امٌا ان بلاگ دیگر باصطلاح بار خودش را بسته بود و هواخواهانی کافی یافته بود .

شاید باورتان نشود ؛ امٌا به نظر من یک بلاگ هم ، به خصوص در ایران ، مثل یک بنگاه انتشاراتی است . یک بنگاه انتشاراتی چه چیزهائی لازم دارد ؟! ساده تر عرض کنم مثل یک تیم فوتبال است . باز یکنان جائی می روند که زمین فوتبال باشد ؛ توپ هم باشد .... امٌا وقتی فوتبال گرم می شود که دیگرانی هم باشند ، آنها هم فوتبالیست باشند و عشق فوتبال را داشته باشند و نه اینکه فقط برای مثلا" پولش آمده باشند . حالا اگر فوتبالیست حرفه ای بودند پول هم می خواهند ، در زمین بدون تماشاگر هم بازی نمی کنند . به فرض هم که خوب بازی کنند همه وجودشان را نمی گذارند .

اصل فوتبال هم در پاس دادن و همکاری و همگامی در جلو رفتن و به هدف رسیدن است . من هفتاد ساله در نخستین روز ها با کمال تواضع سراغ چند تا از السابقون والسابقون رفتم و سلام کردم . امٌا دیدم هیهات ! :

« سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ، سرها در گریبان است » !

آنهم در کشوری که :

سلام  ، مستحب است و جواب سلام ، واجب ...

بامرام ها ...

اگر جوان بودم قضیه را می چسبیدم ؛ امٌا فعلا" که با این سنٌ و سال ، خواب مرا چسبیده است ؛ خواب بعد از ظهر ... بعد از ظهرتان به خیر ! . خوش بخوابید ! .  


نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.